الشيخ محمد علي الگرامي القمي
21
لو لا على (ع) (فارسى)
است كه در يك وجود است ؛ يعنى همان واقع وصف چون علم ، و اسم عبارت است از : تعين موصوف در مقام صفت ؛ يعنى تعين خارجى يك عين ، نه تعين لفظى ، مثلًا تعين واقعى زيد در مقام علم ، اسم است و خود واقع علم ، وصف است . كلمهى عالم اسم الاسم است ، كلمهء علم ، اسم الوصف است . مطلب ديگر اين كه ما در اصطلاح معمول خودمان كه اسم را بر لفظ اطلاق مى كنيم ، به اين جهت است كه اين لفظ ، حكايت از يك مسمى مىكند . اين جهت را مىشود تعميم داد و گفت : هر چيزى كه به نوعى حكايت از مسمى و معنا مىكند ، اسم نام دارد . دراصطلاح عرفا ، الفاظ براى معانى وسيعتر از معانى عرفى وضع شده اند : « وضعت للمعانى العامهء » و ما همين مسلك را در تفسير قرآن داريم ، كه بدان تأويل مى گوييم . « و ما يعلم تأويله الا الله و الراسخون فى العلم » ، آنها هستند كه مى توانند تعميم داده و ريشه يا بى كنند ، مفاهيم قرآن كاملا عين مفاهيم عرفى لغوى نيست ، خيلى اوسع است - كه در بعضى نوشته ها از جمله ؛ جزوههاى شناخت قرآن و درسهايى ازعلوم قرآنى ، توضيح داده ايم -